جنبش پانزده اکتبر؛ وال استریت نماد بحرانی با عمق جهانی است

وال استریت نماد بحرانی با عمق جهانی است
جمعه گذشته (14 اکتبر- 22 مهرماه) در حالی که وزرای اقتصادی کشورهای عضو گروه ۲۰ در پاریس گرد آمده بودند تا راه حل های خود برای مقابله با اقتصاد متزلزل جهانی را به بحث و بررسی بگذارند، شهروندان منتقدی نیز که صبرشان از قدرت طلبی و طمع ورزی بازارهای مالی و در نتیجه کاهش سطح رفاهی و بودجه برنامه اجتماعی دولت ها به سر آمده بود، با الهام از جنبش وال استریت و معترضان جوان اسپانیایی، خود را مهیای تظاهرات گسترده ای در روز بعد می کردند. برگزارکنندگان این تظاهرات جهانی، که نام «۱۵ اکتبر» را برگزیده بودند، در فراخوانی سراسری هدف خود را آغاز تغییری جهانی توصیف و اعلام کردند: "ما متحد و هم صدا، نخبگان مالی و سیاستمدارانی را که در خدمت آن ها هستند، متوجه خواهیم کرد که به عهده ماست، به عهده ما مردم است، که درباره آینده تصمیم بگیریم."(بی بی سی، 15 اکتبر) به این ترتیب قرار بر آن شده بود تا روز شنبه ۱۵ اکتبر در ۴۵ کشور و در ۳۰۰ شهر جهان تظاهراتی یکپارچه برگزار گردد. این اعتراض با آغاز روز شنبه از شرق جهان کلید خورد. نیوزلندی ها و کشورهای حوزه اقیانوسیه نختسین معترضین بودند و پس از آن اعتراض به کشورهای اروپایی رسید و در ادامه در غروب آن روز شهروندان آمریکا را در غالب جنبش معروف اشغال به خیابان ها آورد.
همان طور که گفته شد شرقی ها پیش قدم ماجرا شدند. دراین جا در منطقه بانکی هنگ کنگ صدها تن گردآمدند و علیه بانک ها شعار دادند. سپس صدها تن در توکیو، شعار «توکیو را اشغال کنید» سردادند. سئول پایتخت کره جنوبی و سیدنی استرالیا نیز شاهد تظاهرات مشابهی بود. بعد از آن نوبت اروپایی ها بود. معترضان این قاره نیز در قالب جنبش توانستتند خیابان های شهرهای مختلف مانند برلین، رم، لندن، بروکسل، لاهه و مادرید را به اشغال خود در آوررند. البته اروپایی ها در این جنبش بسیار فعال عمل کرده و توانستند رکورد بزرگ ترین تظاهرات روز را در رم به نام خود ثبت کنند. در این شهر حدود ۲۰۰ هزار تن به اعتراض پیوستند که برخی از آن ها به مغازه ها حمله و اتومبیل ها را به آتش کشیدند، چنان که پلیس رم برای متفرق کردن شان مجبور به استفاده از گاز اشک آور شد. در آلمان نیز ده ها هزار تن در شهرهای مختلف از جمله فرانکفورت و برلین به ابتکار جنبش اعتراضی «فرانکفورت را اشغال کنید» و در همراهی با شبکه های منتقد جهان شدن مانند «اتک» به مقابل ساختمان صدر اعظم و بانک مرکزی اروپا رفتند. تظاهرکنندگان لندنی نیز با شعار «بورس لندن را اشغال کنید» از ناحیه قدیمی و اقتصادی شهر آغاز و در مواردی با پلیس درگیر شدند. این اعتراض ها در برخی شهرهای جهان وارد روز دوم نیز شد و روز گذشته تورنتو، لندن و اوکلند همچتنان شاهد راهپیمایی شهروندان بودند.
اما این اعتراضات گسترده در حالی انجام شد که سیاستمداران گروه 20 در آستانه اجلاس سران، در نشستی مقدماتی به دنبال اجماع بر راه های کاهش دامنه بحران مالی جهانی بودند. «ماریو دراگی» رئیس آینده بانک مرکزی اروپا در حاشیه این نشست در پاریس اعتراف کرد "جوانان حق دارند برآشوبند. آنان از دست جهان مالی خشمگین اند و من آنان را می فهمم." در این نشست آلمان و فرانسه به عنوان دو قدرت بزرگ حوزه پولی یورو خواهان همکاری نزدیک برای حل بحران مالی کنونی در اروپا شدند. منظور از همکاری آن بود که "تمامی بانک ها باید سرمایه ضروری و اولیه خود را به طور مستقیم تامین کنند." این همان طرحی بود که «ژوزه مانوئل باروسو» رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا هفته پیش آن را طرح و اعلام کرده بود بانک های با ریسک بالا مجبور به افزایش سرمایه اولیه خود هستند. در صورت عدم تامین این سرمایه از طریق امکانات داخلی بانک ها، دولتهای اروپایی موظف به کمک هستند. (این برنامه در اصل پیشنهاد آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، و نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور فرانسه بود است) مفروض این برنامه آن است که بانک های اروپایی باید در صورت تشدید بحران آمادگی کامل داشته باشند. این وضعیت می تواند با بخشودن بخشی از بدهی های یونان بروز کند.
به هر ترتیب وزرای دارایی گروه ۲۰، از رهبران کشورهای اروپایی خواستند که هر چه زودتر طرح خود را برای حل بحران مالی اروپا تکمیل کنند. البته در این جا سه کشور در حال توسعه عضو «جی ۲۰» برزیل، هند و چین پیشنهاد کرده بودند صندوق بین المللی پول دست به خرید اوراق بهادار دولتی در اروپا بزند (از این طریق صندوق می تواند به ایتالیا و اسپانیا یاری رسانده و یا دست کم با اعطای اعتبار به بانک ها، از سقوط آن ها جلوگیری کند) اما آمریکا که معتقد است این کشورهای بزرگ در حال رشد میکوشند نفوذ خود در صندوق را افزایش دهند با این پیشنهاد موافق نیست. قرار است طرح نهایی اروپایی ها در اوایل هفته آینده در اجلاس اتحادیه اروپا (بروکسل) ارائه شود.
اما به هر ترتیب هم زمانی، شباهت ها و شدت حرکت 15 اکتبر پیام های خاص را برای سیاستمداران داشت. این طغیان که نه سازمان ها و نه ایدئولوژی ها و نه احزاب سیاسی برگزار کنندگان آن نبودند، محصول طبیعی بحران های اقتصادی است که سرمنشا آن بدون شک فساد سیاسی و اقتصادی است. شهروندانی که سال هاست اتخاذ و اجرای سیاست ها را به مقامات انتخابی و انتصابی خویش سپرده اند، اکنون به وضوح از ناکارآمدی آن ها آگاه شده و همگی به طور مشترک مدعی اند که روش های اتخاذ شده سیاستگذارانشان دیگر راضی کننده ایشان نیست و به حرمت و کرامت انسانی آن ها توهین شده است.
روزنامه نسل فردا -- 25 مهرماه 1390