تعریف سیاست، سیاست عمومی (سیاستگذاری عمومی) و رشته مطالعات سیاست عمومی

دیدگاه هارولد دی. لاسول در خصوص مطالعات سیاست عمومی طی مجموعه آثاری و از سالهای دهه ۱۹۴۰ تا سال ۱۹۷۸ طرح و بحث شده است. لاسول به عنوان پدر این رشته در آثار خود تصویر روشنی از مفاهیم سیاست، سیاست عمومی و رشته مطالعات سیاست عمومی ارایه داده است. درک این مفاهیم پایه، راهگشای دانشجویان علاقمند به تحصیل در این حوزه خواهد بود.
Policy, Public Policy, Policy Sciences
سیاست:مهمترین انتخابهایی که در زندگی خصوصی یا سازمانی اتخاذ میشوند.
سیاست عمومی (سیاستگذاری عمومی): واکنشی است به مهمترین گزینههایی که پیشروی حکومت قرار میگیرند.
رشته مطالعات سیاست عمومی (رشته سیاستگذاری عمومی): علمی است که برای روشنسازی، تحتتاثیر قرار دادن و ارزیابی اثر غایی این گزینهها (سیاست عمومی) شکل گرفته است.
با تعریف بالا جریان زندگی روزمره ما با انواع بسیار گوناگونی از سیاستهای عمومی عجین شده است. به بیان سادهتر جنبههای بسیاری از زندگی اجتماعی ما وابسته به تصمیمات دولت (سیاستگذاری) هستند. سیاستهای آموزشی، سیاستهای سلامت، سیاستهای زیستمحیطی، سیاستهای رفاهی، سیاستهای جنایی برخی از کلانترین این مواردند. علیرغم تفاوت در موضوع، همه این سیاستها یک هدف را دنبال میکنند: «تصمیم برای بسامان کردن امور». این هدف را میتوان به مثابه تعریفی مفهومی از سیاستگذاری عمومی نیز در نظر گرفت.
"سیاستگذاری {تصمیمگیری برای} بسامان کردن امور از سوی دولت و نهادهای عمومی در یک جامعه است."
لذا سیاستگذاری را میتوان فرایندی دانست که دولتها/ حکومتها به وسیله آن دیدگاههای سیاسی خود را به برنامهها و واکنشهایی ترجمه میکنند. در این معنا سیاستگذاری معادل قانونگذاری نیست، هرچند قانونگذاری جزو سیاستگذاری است. در کنار این توضیحات البته پیچدگی روزافزون مسایل به دلیل وابستگی متقابل کشورها در سطح جهانی و نیاز به اقدامات فراملی در پیگیری بسامان کردن امور را نیز نباید فراموش کرد.
یک نکته: سیاستگذاری عمومی ترجمه فارسی اصطلاح Public Policy در زبان انگلیسی است. این اصطلاح از دو بخش سیاست (Policy) و عمومی (Public) تشکیل شده است و لذا شایسته است برای رعایت دقت در کلام، «سیاست عمومی» (برای اشاره به تصمیم اتخاذ شده) ترجمه شود و برای ارجاع به تمایز میان «سیاست عمومی» از فرایندی که محصول آن است، از عبارت «سیاستگذاری عمومی» (در زبان انگلیسی با اضافه نمودن واژه Making و عبارت Public Policy-Making) بهره برد. البته کاربرد واژه فارسی «سیاست» در ترجمه دو مفهوم متفاوت Policy و Politic از مشکلاتی است که ادبیات رشته مطالعات سیاست عمومی در زبان فارسی درگیر آن است و حساسیت ویژه دانشجویان را در مطالعه آثار ترجمه شده میطلبد. ذکر این نکته ضروری است که دانشجویان رشته مدیریت دولتی در ترجمه واژگان یاد شده از «خطمشی»، «خطمشی عمومی» و «خطمشیگذاری عمومی» استفاده میکنند.

امروزه تدریس و پژوهش در سیاستهای عمومی به عنوان یک رشته دانشگاهی در کشورهای مختلف جریان دارد. هارولد لاسول (بنیانگذار مطالعه علمی سیاستهای عمومی) در دهه 1970 در بستری کاملاً اثباتگرایانه این رشته را با ویژگیهای مسالهمحوری، چندرشتهای و هنجاری بودن معرفی نمود. وی این رشته را ترکیبی از اندیشهها و فنون و راهگشای یافتن راهکارهای علمی و عملی برای مشکلات فراوان بعد از جنگ دوم جهانی میدانست.
این رشته جدید از آن زمان تاکنون محل توجه پژوهشگران و البته پذیرای تحولات نظری متعدد و جذابی بوده است. چنانکه نه لزوماً بر بستر اثباگرایی میرود و نه در مرزهای تفکر مبدع اولیه خود باقی مانده است. نخستین تلاشها جهت تبیین پدیدههای سیاست عمومی (سیاستگذاری عمومی) رویکردی است که با عنوان «رویکرد مرحلهای» (چرخه سیاست) از آن یاد میشود. پژوهشگران رویکرد یاد شده (با مفروض عقلانیت کامل) فرایند سیاستگذاری را مجموعهای / چرخهای از مراحل میدانند. هرچند بین این پژوهشگران در خصوص تعداد مراحلِ چرخه اتفاقنظر وجود ندارد، اما همه آنها اصرار دارند که سیاست از خلال مراحل متوالی تدوین میشود، به اجرا در میآید، مورد ارزیابی قرار میگیرد و در معرض تغییر قرار میگیرد و سرانجام به پایان میرسد.

دستور کار: سیاستگذاری عمومی با ورود یک مساله به دستور کار آغاز میشود. در این مرحله تعیین میشود که چه موضوعاتی باید مورد توجه قرا گیرند و سیاستی در مورد آنها وضع شود و چه مسایلی نباید مورد توجه واقع شده و در صف انتظار مانده یا از گردونه تصمیمگیری خارج شوند.
تدوین سیاست: سیاست موفق نیازمند پشتوانه علمی و نظری مناسب است. پس از مورد مساله به دستور کار، در مرحله تدوین، تحلیلگران سیاست در دو فعل تحلیل و تقنین، کار تجویز بهترین راهحل برای آن مساله عمومی را دنبال میکنند.
اجرای سیاست: سیاست پس از طراحی و تقنین، نیازمند اجراست. بدون اجرا، نیات صورت عمل به خود نمیگیرند و تلاش برای حل مساله وارد شده به دستور کار ابتر میماند. در مرحله اجرا، مجریان با فنون و روشهای مختلف در پی اجرای سیاست ابلاغی میروند.
ارزیابی سیاست: اجرای یک سیاست چه در میانه و چه در انتهای خود نیازمند پایش و ارزیابی این مساله است که اهداف و مقاصد متصور برای آن تا چه اندازه محقق شده است. در مرحله ارزیابی نتایج و پیامدها سیاست مورد قضاوت قرار می گیرد. محصول مرحله ارزیابی، راهنمای تصمیمگیری در خصوص ادامه، توقف یا تغییر سیاست خواهد بود.
تغییر سیاست: سیاستها به مثابه پدیدههای اجتماعی همواره به شکلی ثابت حیات خود را ادامه نداده و در نتیجه ارزیابیهای حاصل از اجرا و سایر مسایل، دستخوش تغییر و تحول میشوند. در مرحله تغییر سیاست، تمام یا بخشی از یک سیاست به وسیله سیاست دیگر جایگزین میشود.
پایان سیاست: سیاستها دیر یا زود به دلایل گوناگون به پایان راه میرسند. پایان سیاست زمانی است که اجرای آن خاتمه مییاید یا با ایجاد تغییرات بنیادین دیگر شاهد سیاست اولیه نباشیم.
مدل مرحلهای به دلیل نارسایی در تحلیل و شناخت علمی، تنها دیدی کلی از فرایند سیاستگذای فراهم میسازد و لذا بیشتر در امر آموزش (نه پژوهش) کارایی دارد. در جبران و ترمیم این نقیصه، پژوهشگران بعدی مطالعات سیاست عمومی، چارچوبهای متعددی را برای تبیین فرایند سیاست، تحلیل سیاست، اجرای سیاست و ارزیابی سیاست ارایه دادهاند. در جمعبندی این تلاشها و ترسیم روشنتر مسیر، آقایان کوین بی. اسمیت و کریستوفر لریمر در کتاب درآمدی نظری بر سیاست عمومی (The Public Policy Theory Primer) حوزههای مطالعات سیاست عمومی (Fields of Policy Study) را بر اساس پرسشهای پژوهش، به نحو زیر و در ۷ زمینه دستهبندی نمودهاند.
1 | Policy and politics | - Does politics cause policy, or policy cause politics? |
2 | Policy process | - Why does government pay attention to some problems and not others? - How are policy options formulated? Why does policy change? |
3 | Policy analysis | - What should we do? - What options exist to address a particular problem? - What policy option should be chosen? |
4 | Policy evaluation | What have we done? what impact did a particular program or policy have? |
5 | Policy design | How do people perceive problems and policies? How do policies distribute power and why? whose values represented by policy? How does policy socially construct particular groups? Is there a common ground to different policy stories and perspective? |
6 | Policy makers and policymaking institutions | Who make policy decision? How do policy makers decide what to do? Why do they make the decision they do? |
7 | Policy implementation | Why did a policy fail or succeed? How was a policy decision translated into action? |
میتوان با ادغام زمینههای شماره یک، پنج و شش (بدون تغییر در پرسشها) در زمینه شماره دو این جدول، زمینههای مطالعات رشته سیاست عمومی (سیاستگذاری عمومی) را در قالب پنج مورد خلاصه نمود:
الف) فرایند سیاست
ب) تحلیل سیاست
ج) اجرای سیاست
د) ارزیابی سیاست