دیدار پوتین از چین؛ سفری با اهداف استراتژیکی یا تاکیتیکی؟

سفری با اهداف استراتژیکی یا تاکیتیکی؟
«ولادیمیر پوتین» نخست وزیر روسیه روز سه شنبه هفته گذشته (19 مهر- 11 اکتبر) به دعوت همتای چینی خود و به منظور شرکت در شانزدهمین نشست نخست وزیران دو کشور به پکن رفت. این سفر دو روزه در حالی انجام گردید که موضع گیری های چندی پیش حزب «روسیه متحد» و شخص مدودف، پیروزی پوتین در انتخابات آتی ریاست جمهوری را قطعیت بخشیده بود. از این رو بسیاری ادعا کردند پوتین؛ که طی چهار سال گذشته به عنوان نخست وزیر تنها روی مسایل داخلی تمرکز داشته است، با سفر قریب الوقوع خود به چین، بازگشت به سیاست خارجی را تجربه کرد. معنا و پیام سفر، در این برداشت اهمیت یافتن شرق در سیاست خارجی آینده روسیه معرفی شد. سیاست جدیدی که در آن بر خلاف مدودف متمایل به اروپا و آمریکا، پوتین احتمالاً تمایل بیشتری به اجرای سیاست های توسعه اقتصادی تحت کنترل دولت همانند چین خواهد یافت. طرفداران این برداشت به ویژه با استناد به حرکت اخیر دو کشوردر شورای امنیت در زمینه وتوی قطعنامه پیشنهادی غرب علیه سوریه مدعی هستند این سفر اگر چه در نگاه اول با هدف گسترش روابط دوجانبه و مذاکرات دوستانه صورت گرفت، اما در واقع به نوعی بر اولویت سیاست خارجی روسیه در آینده که بسط تعامل استراتژیک با چین خواهد بود، تاکید می کند. واکنش به این دیدگاه که عمدتاً از طرف غربی ها صورت گرفت، سیاه نمایی نتایج سفر بود.
در مقابل این دیدگاه برخی نیز بر این باورند که پوتین صرفاً برای مدیریت روابط دو کشور که دچار پیچیدگی های روزافزونی است به چین سفر کرد. در این راستا گزارش انستیتوی پژوهش صلح سوئد مدعی است دنیای متحول روابط این دو را وارد مرحله تازه ای کرده است. این تازگی بی شک طرحی تازه را نیز می طلبد. هدف نوشتار پیش روی بررسی مفروضات این دو دیدگاه با هدف تحلیل نتایج واقعی آن در آینده روابط دو کشور خواهد بود.
دیدگاه نخست
همان طور که پیش از این گفته شد غایت دیدگاه نخست که مدعی نزدیکی استراتژیک چین و روسیه می باشد آن است که نتایج سفر مدودف برای جامعه جهانی آینده روشنی را ترسیم نمی کند. مفروض این دیدگاه آن است که سفر پوتین به پکن در شرایط کنونی جهانی به غیر از روابط دو جانبه از حداقل سه محور اساسی قابل بحث و ارزیابی است. نخست آنکه، چین و روسیه اخیراً در شورای امنیت سازمان ملل متحد یک قطعنامه پیشنهادی غرب علیه سوریه را وتو کردند. دومین محور مطرح آن است که سفر پوتین در حالی صورت می گیرد که چالش های چین در چارچوب روابط نظامی و اقتصادی با آمریکا به اوج رسیده است (فشار آمریکا برای تقویت ارزش یوان و تصمیم اوباما برای فروش تسلیحات به تایوا اخیراً دو کشور را به یک رویارویی دیپلماتیک کشاند). سومین و مهم ترین محور، موضوع جایگاه آینده پوتین است. وی در حالی به چین سفر کرد که محافل سیاسی پذیرفته اند او پیروز انتخابات سال آینده است. این موضوع با کنار رفتن مدودف غربگرا، محل نگرانی آن ها را فراهم می کند. در نخستین نگرانی ها روزنامه «سن کاشی شی» ارگان راستگرایان ژاپن در گزارشی تحت عنوان «اروپا نگران متمایل شدن روسیه به چین است» نوشت کشورهای اروپایی آغاز به ابراز نگرانی هایی در مورد روابط خود با روسیه در میان مدت و دراز مدت کرده اند. برای اتحادیه اروپا، روسیه سومین شریک تجاری پس از آمریکا و چین بوده و 80 درصد صادرات روسیه به اتحادیه اروپا را نفت و گاز و منابع طبیعی مشابه تشکیل می دهد. در زمان ریاست جمهوری پوتین در سال 2006 روسیه صدور گاز به اوکراین قطع شد، که تاثیر سنگینی بر اروپا گذاشت. برهمین اساس اروپا نگران است که پوتین بازهم از منابع طبیعی و همگرایی های جهانی با قدرت هایی مانند چین به عنوان سلاحی در مقابل اروپا استفاده کند.
دیدگاه دوم
مفروض دیدگاه دوم که هدف سفر را افزایش هماهنگی مناسبات دو کشور در دنیای رو به تغییر می داند، بر حول دو موضوع اساسی قرار دارد. نخست تلاش های روزافزون چین برای تامین و گسترش تجهیزات نظامی که همکاری های تسلیحاتی میان این دو را دشوار می کند. در این جا جالب آن است که دو کشور در تلاش هستند تا علی رغم حساسیت ها صنایع نظامی خود را مدرنیزه کنند. موضوع دوم تلاش چین برای کاهش وابستگی به روسیه در بخش انرژی است. در این راستا طبق گزارشات در طی پنج سال گذشته نیاز چین به روسیه در زمینه تامین انرژی به طور چشم گیری کاهش یافته است و هم اکنون کشورهایی مانند عربستان سعودی، ایران، آنگولا و عمان سهم پررنگ تری در تامین انرژی چین به ویژه در بخش تامین نفت دارند. هم چنین کشورهای حوزه آسیای مرکزی نیز بخش عمده ای از گاز چین را تامین می کنند.
در عمل پوتین در دیدار ئ.رزه خود با مقامات چینی ضمن گفتگو درباره درباره مسایل منطقه ای و بین المللی، با هدف گسترش میزان مبادلات تجاری 70 میلیاردی کنونی خود تا سال 2015 به 100 و تا سال 2020 میلادی به 200 میلیارد دلار دست کم شانزده سند همکاری امضا کرد. البته همکاری در زمینه انرژی ازجمله هسته ای، نفت، گاز طبیعی، برق و محیط زیست از دیگر محورهای عمده توافق های بود و آن گونه که «ون جیا بائو» نخست وزیر چین گفت دو کشور درباره مسائل مرزی نیز توافقاتی داشتند. بر مبنای روندهای موجود و توافقات صورت گرفته به احتمال زیاد روسیه در زمینه دیپلماتیک همگامی خود با چین را حفظ خواهد کرد. اما بعید به نظر می رسد آمردن پوتین گردشی اساسی به سوی چین در دوره ریاست جمهوری پوتین روی دهد. مناقشات و اختلافات این دو کشور بیش از آن است که بتواند آن دو را در جبهه ای واحد با درجه بالایی از همکاریی استراتژیک قرار دهد.